الَدَّرسُ الثّاني

هلْ هٰذِهِ شَجَرَةُ الْعِنَبِ؟ لا؛ هٰذِهِ شَجَرَةُ الرُّمّانِ.

آیا این یک درخت انگور است؟ نه ، این درخت انار است.


هَلْ جَزاءُ الْحْسانِ إ لَّ الْحْسانُ

آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟

الْمؤمِنُ قَليلُ الْكَلامِ كَثيرُ الْعَمَلِ.

مومن کم حرف می زند و بیشتر عمل میکند.

سُکوتُ اللِّسانِ سَلامةُ الْنْسانِ.

سکوت زبان،سلامتی انسان است.

   رُبَّ کَلامٍ جَوابُهُ السُّکوتُ.

چه بسا سخنی که جوابش سکوت است.

الْوَقْتُ مِنَ الذَّهَبِ.

زمان از طلا است.


کُنوزُ الْحِکَمِ (بخش دوم)

الْوَحْدَةُ خَیْرٌ مِنْ جَلیسِ السُّوءِ.

تنهایی بهتر از یک همنیشن بد است.

إنَّ حُسْنَ الْعَهْدِ مِنَ الْيمانِ.

قطعا خوش پیمانی از ایمان است.

حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْيمانِ.

دوست داشتن کشور از ایمان است.

الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطانِ.

عجله،از شیطان است.

 

رُبَّ کَلامٍ کَالْحُسامِ.

چه بسا سخنی،که مانند شمشیر است.


کَنْزُ النَّصيحَةِ

1. أفْضَلُ النّاسِ أنْفَعُهُم لِلنّاسِ.

برترین مردم سودمندترینشان برای مردم است.

2. الْخَيرُ کَثيرٌ وَ فاعِلُهُ قَليلٌ.

نیکی بسیار و انجام دهنده اش کم است.

3. الْنسانُ عَبْدُ الْحْسانِ.

انسان بنده ی نیکی است.

٤. بَلاءُ الْنسانِ في لِسانِهِ.

گرفتاری انسان در زبانش است.

٥. سَلامَةُ الْعَيْشِ في الْمُداراةِ.

سلامت زندگی در مدارا کردن است.