معنی لغات درس سوم

همواره: همیشه

سپند: فرشته ی

فر: شکوه

فروغ: روشنی

فرزانگی: دانایی

فرهیختگی: علم و ادب آموختن

پیوسته: همیشه

مردی: مردانگی

داد: عدل

تیره رای: بد اندیش

خیره روی: بی حیا

ارجمند: با ارزش

به پاس: به حرمت

پیراسته: زیبا شده

آلایش: آلودگی

پلشتی: پلیدی ها

کاستی: کم بود

ناراستی: نادرستی

والا: بلند مرتبه

خواستگاه: محل برخاستن

کانون: مرکز

نامدار: مشهور

می نازیم: افتخار می کنیم

تبار: نژاد

سزاوار: شایسته

تکاپو: تلاش


معنی لغات همدلی و اتحاد

فرمانروا: پادشاه

پند: نصیحت

تیردان : جای تیر

ایشان: آن ها

افزود: اضافه کرد

زور آزمایان: کسانی که زورشان آزمایش میشد

درماندند: ناتوان شدند

یاور : یاری دهنده

پشتیبان: پشت و پناه

چیره : مسلط ، سلطه پیدا کردن

ظفرمند: پیروز

به سر برید: زندگی کنید


نویسنده حکایت: خواجه رشیدالدین فضل‌الله