خدماتِ متقابل اسلام و ایران

متقابل: مقابل‌، روبه رو

آیین: قاعده

متعلّق: وابسته

تکلّم:سخن گفتن

گران بها: با ارزش

شاهکار: ممتاز

پیوند: اتصال

ظهور: آشکار

عظیم: بزرگ

کم نظیر: کم مانند

عمده: تعداد زیاد و کلی از چیزی

همدوش: همراه

استعداد: توانایی

مقتدایی: رهبری

توسعه: پیشرفت

موّرخ: تاریخ نویس

ادیب: سخندان

فیلسوف: فلسفه دان

عارف: دانا

شایان: سزاوار

اخلاص: پاک دلی

خالصانه: پاک و بی عیب       

اعم: عمومی تر

زمینه: موضوع

شعرخوانی:رستگاری

رستگاری:آزادی

بُوی:باشی

گیتی: دنیا،جهان

نکوکار: نیکو کار

تیرگی:تاریکی

چشم داشتن(چشم داری): توقع داشتن، امید داشتن

نبی: حضرت محمد

زاد: زاییده شده

حیدر: شیر